احمد مجد الاسلام كرمانى

101

سفرنامه كلات ( فارسى )

چه كرده بودم و گناه من چه بود علاوه شايد بملاحظه غارت خانه و اثاث البيت من الان جمعى فراش در خانه من ريخته و اين اطفال بىپدر را بضرب مشت و لگد اذيت و آزار مينمايند و به خيال خودشان استنطاق ميكنند در اينجا قصه‌اى يادم آمد كه بىاختيار صيحه‌ام بلند شد و آن قصه اينست كه به چشم خودم در اصفهان ديدم زنى شوهرش مرده بود و فقط دو طفل صغير داشت و امام جمعه اصفهان حسب المرسوم جمعى از اتباع اجزاء و فراشهاى خود را فرستاده بود كه ثلث از متروكات متوفى را بياورند توضيحا در اصفهان رسم اين است كه هركس ميميرد از طرف آقاى امام جمعه مأمورين ميروند در آنخانه و تمام حجرات را مهر مينمايند حتى گاهى مانع از تجهيز و تكفين ميت هم ميشدند و ثلث مطالبه مينمايند و معنى ثلث اين است كه اين شخص در زمان حيات خود وجوه شرعى را از قبيل خمس و سهم امام و زكات نداده حالا بايد وجوه بريه از اموالش اخراج و تسليم آقاى امام جمعه شود حتى در اصفهان تمام محلات شهر و ساير آقايان هركدام در محله مخصوص خودشان ثلث ميگرفتند و در صورتى كه ميت از اعيان شهر يا تجار خيلى معتبر يا نوكر ديوان باشد از طرف حكومت هم ميآمدند و رسيدگى مينمايند اما در كرمان از تمام اموات شخص حكومت سهم ميگيرد و آقايان اين گونه اقتدار را ندارند و اين عمل بقدرى متداول است كه تا كسى فوت شد فورا ورثه جمع ميشوند و قرار تقديم آقاى امام را ميدهند و قبل از آنكه از طرف او كسى بيايد يك نفر از ريش - سفيدان محله يا از رؤساى قبيله خودشان را با آن وجه بحضور ميفرستند و بعد از وساطت و شفاعت و گفتگوى زياده و كم آن عمل را ختم مينمايند و اغلب مردمان مال‌انديش سهم آقاى امام را در وصيت‌نامه معين مينمايند كه براى ورثه توليد اشكالات نشود و مرده خودشان هم بر زمين نماند مجملا حاجى ميرزا هاشم امام جمعه سابق اصفهان كه سه سال بيش نيست فوت شده در اين گونه اعمال خيلى هتاك و بىباك